پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۹

هر گل که دمیده از گل ما

خونی است چکیده از دل ما

ما کشته ی کشته ی تو از رشک

مقتول تو گشت قاتل ما

بر شکوه و جور داده عادت

ما را دل تو، تو را دل ما

تا کی نگری بجانب غیر؟!

غافل زنگاه غافل ما!

ای وای بغرقه یی در این بحر

کافتد گذرش بساحل ما

از کوی وفا برون نیاییم

دامن گیر است منزل ما

مجنون توایم و، خواهد افتاد؛

لیلی ز قفای محمل ما

ما را، از درد دوستی کشت

شد دشمن جان ما دل ما

مایل دل ما بکس، نه جز تو؛

گر نیست دل تو مایل ما

مشکل شده کار آذر از عشق

مشکل تر از اوست مشکل ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱تا کی به درت نالیم، هرشب من و دربان‌ها؟
  2. شمارهٔ ۱۲زمام ناقه گرفته است ساربان تنها
  3. شمارهٔ ۱۳سر آمد روز هجر و، با توام لب بر لب است امشب؛
  4. شمارهٔ ۱۴از آن لب شکوه‌ام بسیار و، هر شب
  5. شمارهٔ ۱۵آمد سحر به پرسش من یار با رقیب
  6. شمارهٔ ۱۶از خنده چه آلوده شود لب بعتابت
  7. شمارهٔ ۱۷مرا بکشتی و، بازم دل از تو خرسند است؛
  8. شمارهٔ ۱۸از بس دل امشبم ز تو نامهربان پر است
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.