پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

سر آمد روز هجر و، با توام لب بر لب است امشب؛

شبی کز عمر بتوانش شمردن، امشب است امشب

طلوع صبح، از آن چاک گریبان می‌دهد یادم؛

نگاهم ز اول شب تا سحر، بر کوکب است امشب!

به یارب گفتنم، بس شب سر آمد در تمنایت؛

اگر آمد به دستم دامنت، زآن یارب است امشب!

به خلوت مانده تنها یار و، بزم از دشمنان خالی؛

اگر باشد زبانی، وقت عرض مطلب است امشب!

شب مرگ است آذر، گر نگویم درد دل با او

نخواهد بود دیگر فرصت حرف، امشب است امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵آمد سحر به پرسش من یار با رقیب
  2. شمارهٔ ۱۶از خنده چه آلوده شود لب بعتابت
  3. شمارهٔ ۱۷مرا بکشتی و، بازم دل از تو خرسند است؛
  4. شمارهٔ ۱۸از بس دل امشبم ز تو نامهربان پر است
  5. شمارهٔ ۱۹بلبل ما را فغان دیگر است
  6. شمارهٔ ۲۰ز خود روم، چو پرو بال هستیم باز است
  7. شمارهٔ ۲۱غیر، بیهوده، پی یار وفادار من است
  8. شمارهٔ ۲۲آنچه از مکتوب من ظاهر نشد، نام من است؛
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.