پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

غیر، بیهوده، پی یار وفادار من است

نشود یار کسی اگر یار من است

شب به گوشت چو رسد نالهٔ مرغان اسیر

نالهٔ بی‌اثر از مرغ گرفتار من است

از غمش مردم و، گر شکوه کنم شرمم باد؛

آخر این غم که مرا کشت غم یار من است!

من و آن درد که هر چند بزاری کشدم

خلق را رشک بجان کندن دشوار من است!

دوش پرسیدم از آذر سبب رنجش دوست

گفت از صبر کم و شکوهٔ بسیار من است!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳فتاده از پی دل کودکان و غوغائی است
  2. شمارهٔ ۲۴تیر تو کز استخوان ما جست
  3. شمارهٔ ۲۵وصل، که در هر نفسم آرزوست؛
  4. شمارهٔ ۲۶افغان که رفت جانم و جانانم آرزوست
  5. شمارهٔ ۲۷مرغ اسیرم، چمنم آرزوست
  6. شمارهٔ ۲۸گلی و بلبلی تا در چمن هست
  7. شمارهٔ ۲۹بر آستان توام، شب چو شد، فغانی هست
  8. شمارهٔ ۳۰آمدی، دیر و، دلم کز دوریت خون می‌گریست؛
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.