پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

تیر تو کز استخوان ما جست

بازی است کز آشیان ما جست

رازی که از اوست نازش عقل

حرفی است که از زبان ما جست

آهی که درید پرده ی چرخ

تیری است که از کمان ما جست

دارای درفش کاویانی

دزدی است که از دکان ما جست

گفتیم که راز دل نویسیم

آذر قلم از بنان ما جست!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶افغان که رفت جانم و جانانم آرزوست
  2. شمارهٔ ۲۷مرغ اسیرم، چمنم آرزوست
  3. شمارهٔ ۲۸گلی و بلبلی تا در چمن هست
  4. شمارهٔ ۲۹بر آستان توام، شب چو شد، فغانی هست
  5. شمارهٔ ۳۰آمدی، دیر و، دلم کز دوریت خون می‌گریست؛
  6. شمارهٔ ۳۱این ترک تیغ بسته ی بازو گشاده کیست؟!
  7. شمارهٔ ۳۲کسی را چون به بیدادت شکی نیست
  8. شمارهٔ ۳۳دردی دارم که گفتنی نیست
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.