پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

گلی و بلبلی تا در چمن هست

نشانی از تو و نامی زمن هست

نه چون سروت، نهالی در چمن هست

نه چون لعلت، عقیقی در یمن هست

ندارند آگهی اخوان که راهی

نهان از مصر، تا بیت الحزن هست

به کنعان بسته راه از رشک و غافل

که غمازی چو بوی پیرهن هست

نبندد بلبل، آذر آشیانه

بشاخی کآشیانی از زغن هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰آمدی، دیر و، دلم کز دوریت خون می‌گریست؛
  2. شمارهٔ ۳۱این ترک تیغ بسته ی بازو گشاده کیست؟!
  3. شمارهٔ ۳۲کسی را چون به بیدادت شکی نیست
  4. شمارهٔ ۳۳دردی دارم که گفتنی نیست
  5. شمارهٔ ۳۴غمت، که غیر منش با کس آشنایی نیست
  6. شمارهٔ ۳۵سوخت دل، اما غبار کینه از کس برنداشت؛
  7. شمارهٔ ۳۶زبان، غمی که بدل داشتم نهان نگذاشت
  8. شمارهٔ ۳۷دوشم بپرسش آمد و تا لب گشود رفت
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.