پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

این ترک تیغ بسته ی بازو گشاده کیست؟!

تاراج عمر می کند، این ترک زاده کیست؟!

گر نیست در هلاک منش ایستادگی

پس وقت مرگ بر سرم این ایستاده کیست؟!

گر نیست قصد قتل منش از خدنگ جور

این شوخ شخ کمان که بزین تکیه داده کیست؟!

رفتی سواره، من ز قفایت، نگفتی: آه

کافتاده از پی ام چو غبار این پیاده کیست؟!

بر بست راه چاره ز آذر زشش جهت

این ترک تیغ بسته ی ابر و گشاده کیست؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳دردی دارم که گفتنی نیست
  2. شمارهٔ ۳۴غمت، که غیر منش با کس آشنایی نیست
  3. شمارهٔ ۳۵سوخت دل، اما غبار کینه از کس برنداشت؛
  4. شمارهٔ ۳۶زبان، غمی که بدل داشتم نهان نگذاشت
  5. شمارهٔ ۳۷دوشم بپرسش آمد و تا لب گشود رفت
  6. شمارهٔ ۳۸ای که گفتی: ز در دوست درون نتوان رفت!
  7. شمارهٔ ۳۹حرف جورت، همه جا با همه کس خواهم گفت
  8. شمارهٔ ۴۰بر آستانه‌اش امشب خوشم که جانان گفت
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.