پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

مرغ اسیرم، چمنم آرزوست

بنده غریبم وطنم آرزوست

خنده ی گل چیست؟ از آن غنچه لب

خنده ی کنج دهنم آرزوست!

تشنه ی سرچشمه ی کوثر نیم

رشحه ی چاه ذقنم آرزوست

دور ز کویت، چو روم سوی خلد؛

نالم و گویم؛ وطنم آرزوست!

چون کشی از خلق نهانم ز کین

گفتنت آن دم که: منم آرزوست!

جان بدهم، گر تو بگویی بده

از لبت این یک سخنم آرزوست

دیده چو یعقوب شد آذر سفید

یوسف گل پیرهنم آرزوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹بر آستان توام، شب چو شد، فغانی هست
  2. شمارهٔ ۳۰آمدی، دیر و، دلم کز دوریت خون می‌گریست؛
  3. شمارهٔ ۳۱این ترک تیغ بسته ی بازو گشاده کیست؟!
  4. شمارهٔ ۳۲کسی را چون به بیدادت شکی نیست
  5. شمارهٔ ۳۳دردی دارم که گفتنی نیست
  6. شمارهٔ ۳۴غمت، که غیر منش با کس آشنایی نیست
  7. شمارهٔ ۳۵سوخت دل، اما غبار کینه از کس برنداشت؛
  8. شمارهٔ ۳۶زبان، غمی که بدل داشتم نهان نگذاشت
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.