پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

افغان که رفت جانم و جانانم آرزوست

دردا که کشت دردم و درمانم آرزوست

من تنگدل ز کنج قفس نیستم، ولی

یک ناله در میان گلستانم آرزوست

من قابل ملازمت محرمان نیم

وین طرفه تر که خدمت سلطانم آرزوست؟!

از حرف کفر و قصه ی ایمان دلم گرفت

صلحی میان گبر و مسلمانم آرزوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸گلی و بلبلی تا در چمن هست
  2. شمارهٔ ۲۹بر آستان توام، شب چو شد، فغانی هست
  3. شمارهٔ ۳۰آمدی، دیر و، دلم کز دوریت خون می‌گریست؛
  4. شمارهٔ ۳۱این ترک تیغ بسته ی بازو گشاده کیست؟!
  5. شمارهٔ ۳۲کسی را چون به بیدادت شکی نیست
  6. شمارهٔ ۳۳دردی دارم که گفتنی نیست
  7. شمارهٔ ۳۴غمت، که غیر منش با کس آشنایی نیست
  8. شمارهٔ ۳۵سوخت دل، اما غبار کینه از کس برنداشت؛
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.