پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

وصل، که در هر نفسم آرزوست؛

جز تو نه از هیچکسم آرزوست

تا تو بمجمل شنوی ناله ام

همنفسی با جرسم آرزوست

وصل تو گر در نفس آخر است

از همه عمر، آن نفسم آرزوست

نغمه سرای چمنم سالهاست

ناله ی کنج قفسم آرزوست

داد رس من نشود هیچ کس

غیر تو گر دادرسم آرزوست

زان سرکو کاهل هوس ساکنند

رفتن اهل هوسم آرزوست

بلبلم آذر بگلستان عشق

سوختن خار و خسم آرزوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷مرغ اسیرم، چمنم آرزوست
  2. شمارهٔ ۲۸گلی و بلبلی تا در چمن هست
  3. شمارهٔ ۲۹بر آستان توام، شب چو شد، فغانی هست
  4. شمارهٔ ۳۰آمدی، دیر و، دلم کز دوریت خون می‌گریست؛
  5. شمارهٔ ۳۱این ترک تیغ بسته ی بازو گشاده کیست؟!
  6. شمارهٔ ۳۲کسی را چون به بیدادت شکی نیست
  7. شمارهٔ ۳۳دردی دارم که گفتنی نیست
  8. شمارهٔ ۳۴غمت، که غیر منش با کس آشنایی نیست
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.