پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

ز خود روم، چو پرو بال هستیم باز است

که تنگنای دو عالم چه جای پرواز است؟!

بانتظار تو خود کرده ام، چنانکه ز راه

رسیده ای و همان چشم حسرتم باز است

بکوی او همه شب تا بروز مینالم

فغان که یار نمیپرسد این چه آواز است؟!

من و شکایت جور تو بیوفا، هیهات؛

ولی چه چاره کنم؟! آب دیده غماز است!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲آنچه از مکتوب من ظاهر نشد، نام من است؛
  2. شمارهٔ ۲۳فتاده از پی دل کودکان و غوغائی است
  3. شمارهٔ ۲۴تیر تو کز استخوان ما جست
  4. شمارهٔ ۲۵وصل، که در هر نفسم آرزوست؛
  5. شمارهٔ ۲۶افغان که رفت جانم و جانانم آرزوست
  6. شمارهٔ ۲۷مرغ اسیرم، چمنم آرزوست
  7. شمارهٔ ۲۸گلی و بلبلی تا در چمن هست
  8. شمارهٔ ۲۹بر آستان توام، شب چو شد، فغانی هست
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.