پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

از بس دل امشبم ز تو نامهربان پر است

از گریه می‌کنم تهی و همچنان پر است

رحمی به دامن تهی‌ام کن، خدای را؛

اکنون که دامنت ز گل ای باغبان پر است!

ای صیدکش، تهی شد اگر یک قفس تو را؛

از صید غم مخور، که هزار آشیان پر است

خالی‌ست کیسه‌ات چو ز نقد وفا، چه سود

ما را گر از متاع محبت دکان پر است؟!

از رشک غیر، کشتن آذر چه لازم است؟!

گر بدگمان از او شده‌ای، امتحان پر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰ز خود روم، چو پرو بال هستیم باز است
  2. شمارهٔ ۲۱غیر، بیهوده، پی یار وفادار من است
  3. شمارهٔ ۲۲آنچه از مکتوب من ظاهر نشد، نام من است؛
  4. شمارهٔ ۲۳فتاده از پی دل کودکان و غوغائی است
  5. شمارهٔ ۲۴تیر تو کز استخوان ما جست
  6. شمارهٔ ۲۵وصل، که در هر نفسم آرزوست؛
  7. شمارهٔ ۲۶افغان که رفت جانم و جانانم آرزوست
  8. شمارهٔ ۲۷مرغ اسیرم، چمنم آرزوست
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.