پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

از خنده چه آلوده شود لب بعتابت

زهر از شکرت میچکد و، آتش از آبت

از قتل من بیگنه، ای شوخ بپرهیز

کان نیست گناهی که نویسند ثوابت

حاجب ندهد راهم و خواهم که نهانی

گویم بتو حرفی و برآرم ز حجابت

آخر چه بویرانی دل اینهمه کوشی؟!

جز دل نبود خانه یی، ای خانه خرابت!

از خون اسیران، چو کشی جام و شوی مست؛

جز مرغ دل سوختگان نیست کبابت

تا روز گذاریم بزانو سرو از غم

خوابی نه شب هجر، که بینیم بخوابت

آذر بحلت کرد، مگر چند توان گفت

در روز حساب از غم بیرون ز حسابت؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸از بس دل امشبم ز تو نامهربان پر است
  2. شمارهٔ ۱۹بلبل ما را فغان دیگر است
  3. شمارهٔ ۲۰ز خود روم، چو پرو بال هستیم باز است
  4. شمارهٔ ۲۱غیر، بیهوده، پی یار وفادار من است
  5. شمارهٔ ۲۲آنچه از مکتوب من ظاهر نشد، نام من است؛
  6. شمارهٔ ۲۳فتاده از پی دل کودکان و غوغائی است
  7. شمارهٔ ۲۴تیر تو کز استخوان ما جست
  8. شمارهٔ ۲۵وصل، که در هر نفسم آرزوست؛
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.