پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

چو بر مزار من آید بجلوه آن قد و قامت

قیامت است قیامت، قیامت است قیامت!

رهی که محمل او میرود ز گریه کنم گل

بود که عزم رحیلش بدل شود به اقامت

ز خون همچو منی در گذر، وگرنه بمحشر؛

مرا بصبر و تو ر ا بر جفا کنند ملامت

از اینکه شیشه ی دل را شکسته یی بتغافل

غمین مباش، که طفلی و نیست بر تو غرامت

کشیده تیغ جفا آمدی بکشتن آذر

مکن که حاصل این کار نیست غیر ندامت!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵گیرم بعجز دامنت و جان سپارمت
  2. شمارهٔ ۴۶حیات جاودان بخشد بعاشق لعل خندانت
  3. شمارهٔ ۴۷کجا روم؟ که اگر باشدم ز دست شکایت
  4. شمارهٔ ۴۸نهم به پای کسی سر، که سر نهاده به پایت
  5. شمارهٔ ۴۹من از غمت، زبانی، با خلق در شکایت
  6. شمارهٔ ۵۰نهم بر خاک پهلو شب، به این امید در کویت
  7. شمارهٔ ۵۱وفا نگر، که وفائی ندیده از صیاد
  8. شمارهٔ ۵۲گفتمش حرفی و امید که در گوشش باد
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.