پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷

کجا روم؟ که اگر باشدم ز دست شکایت

شکایتی است که دارد ز شه گدای ولایت!

همیشه با سگ کویت جفای غیر شمارم

چو دوستی که ز دشمن کند بدوست شکایت

چو دوست با تو بود دوست، از گنه چه تزلزل؟!

چو خواجه بر سر لطف است، بنده را چه جنایت؟!

تو خواجه ی من و من بنده ی تو، لیک چه حاصل؟!

مرا فراق تو کشت و، ندیدم از تو حمایت!

بروز کشور آزادگان، چو عاشقی آذر

بدیگری ز تو این درد تا نکردم سرایت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹من از غمت، زبانی، با خلق در شکایت
  2. شمارهٔ ۵۰نهم بر خاک پهلو شب، به این امید در کویت
  3. شمارهٔ ۵۱وفا نگر، که وفائی ندیده از صیاد
  4. شمارهٔ ۵۲گفتمش حرفی و امید که در گوشش باد
  5. شمارهٔ ۵۳دلم، تاب تغافل، طاقت آزار هم دارد؛
  6. شمارهٔ ۵۴عاشقم و، عشق من زوال ندارد
  7. شمارهٔ ۵۵پیش عذار تو، مه جمال ندارد
  8. شمارهٔ ۵۶دلم، که شکوه ز بیداد دلبری دارد؛
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.