پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

دلم، تاب تغافل، طاقت آزار هم دارد؛

ننالد زیر تیغت، صبر این مقدار هم دارد

ز حرف دوستی افتادم از چشمش، عجب دارم؛

که این رنجش که از من غیر دارد، یار هم دارد!

دل از آه طبیبم شاد شد، کش سوخت بر من دل؛

ندانستم که غیر از من دگر بیمار هم دارد

برآمد گل، نخواهم شد ز باغ ای باغبان؛ گیرم

درش بستی، نه آخر رخنه ی دیوار هم دارد؟!

بر آن در، غیر را یکبار دیدم، مردم از غیرت؛

ندانستم نهان از من بخلوت یار هم دارد

دلم را برد و آمد تیغ بر کف باز پنداری

که جز دلبردن آن بیرحم دیگر کار هم دارد

ز من رنجید اگر نازک دلش آذر! ازو هرگز

نمیرنجم، چو دانم رنجش از اغیار هم دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵پیش عذار تو، مه جمال ندارد
  2. شمارهٔ ۵۶دلم، که شکوه ز بیداد دلبری دارد؛
  3. شمارهٔ ۵۷ز دشمنی بمنت، روزگار نگذارد
  4. شمارهٔ ۵۸قاصد، از ننگ زمن نامه بجایی نبرد
  5. شمارهٔ ۵۹گفتم: ای مه بی سبب یاری ز یاری بگذرد؟!
  6. شمارهٔ ۶۰چند روزی از سر کویت سفر خواهیم کرد
  7. شمارهٔ ۶۱کشته ی عشقت ننالید از تو، آهی هم نکرد
  8. شمارهٔ ۶۲دایه، کِت در مهد زر ای سیم‌تن می‌پرورد
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.