پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

ز دشمنی بمنت، روزگار نگذارد

که ظلم گلچین، گل را بخار نگذارد

تو ساده لوحی و، اغیار در کمین که تو را

کنند رام، مگر روزگار نگذارد

به اختیار، دل از وی چگونه برگیرم؟!

که عشق او بکسی اختیار نگذارد!

خیال تو به بدل دوش میگذشت آذر

دعا کنیم که فصل بهار نگذارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹گفتم: ای مه بی سبب یاری ز یاری بگذرد؟!
  2. شمارهٔ ۶۰چند روزی از سر کویت سفر خواهیم کرد
  3. شمارهٔ ۶۱کشته ی عشقت ننالید از تو، آهی هم نکرد
  4. شمارهٔ ۶۲دایه، کِت در مهد زر ای سیم‌تن می‌پرورد
  5. شمارهٔ ۶۳یارم ز وفا چو دست گیرد
  6. شمارهٔ ۶۴روز محشر، که ز هر گوشه کسی برخیزد؛
  7. شمارهٔ ۶۵ما را دگری جز سگ او یار نباشد
  8. شمارهٔ ۶۶دم مرگم، ز غم هجر غمی بیش نباشد
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.