پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

یارم ز وفا چو دست گیرد

از دست من آنچه هست گیرد

صیاد کسی است کو تواند

صیدی که ز دام جست گیرد

مشکن دلم از جفا که ترسم

بنیاد وفا شکست گیرد

از پا فگند که دست گیرد

چون دست سبو بدست گیرد

بیجاست نباز غیر، کآخر

بت جانب بت پرست گیرد!

دشمن، اگرم فگند از پای

غم نیست، که دوست دست گیرد

گر دست دهد که می بنوشم

کو هشیاری که مست گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵ما را دگری جز سگ او یار نباشد
  2. شمارهٔ ۶۶دم مرگم، ز غم هجر غمی بیش نباشد
  3. شمارهٔ ۶۷چو رویت، لاله ی رنگین نباشد
  4. شمارهٔ ۶۸خاکش، اگر ز دوری، بر باد رفته باشد
  5. شمارهٔ ۶۹یار بهر خاطر اغیار زارم می‌کشد
  6. شمارهٔ ۷۰آمد شب و، وقت یا رب آمد!
  7. شمارهٔ ۷۱از سینه دل رمید و بزلف تو رام ماند
  8. شمارهٔ ۷۲گفتا که: بسینه ز منت کینه نماند؟!
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.