پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

یار بهر خاطر اغیار زارم می‌کشد

من به این خوش می‌کنم خاطر، که یارم می‌کشد

وعدهٔ وصلم به محشر می‌دهد، در زیر تیغ؛

می‌کشد، اما ز لطف امیدوارم می‌کشد

در قفس داغ فراق گل، جگر می‌سوزدم

در چمن غوغای زاغ و نیش خارم می‌کشد

در وطن، ناسازی از اغیار، خونم می‌خورد؛

در غریبی، یاد یاران دیارم می‌کشد

تا نگویند از برای خاطر غیر است، کاش

وقت کشتن گوید از بهر چه کارم می‌کشد

بی‌گل روی تو، گریان چون روم سوی چمن؛

خندهٔ گل، گریهٔ ابر بهارم می‌کشد

آنکه گر خواهد، تواند کشتنم از یک نگاه

چیست یارب جرم من، کز انتظارم می‌کشد؟!

گر کشم می، آتشم بر جان زند روز فراق

ور ننوشم یک دو جام آذر، خمارم می‌کشد!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱از سینه دل رمید و بزلف تو رام ماند
  2. شمارهٔ ۷۲گفتا که: بسینه ز منت کینه نماند؟!
  3. شمارهٔ ۷۳شبی که غیر در آن آستان نمی‌ماند
  4. شمارهٔ ۷۴پس از کشتن، نه بر سر قاتلم از کین نمی‌ماند
  5. شمارهٔ ۷۵صید کنان میروی، ای صنم صید بند
  6. شمارهٔ ۷۶مشکل که نشانی ز شهیدان تو یابند
  7. شمارهٔ ۷۷نخست کاش در خانقاه می بستند
  8. شمارهٔ ۷۸ستمکشان تو، از شکوه لب چنان بستند؛
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.