پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

مشکل که نشانی ز شهیدان تو یابند

در خاک مگر گمشده پیکان تو یابند

در بزم کسان، جانب من بینی و، ترسم؛

راز دلم از دیدن پنهان تو یابند!

گم شد مه کنعان، ز غم روی تو در مصر؛

بازش مگر از گوشه ی زندان تو یابند

ترسم شوی آزرده ز محرومی خلقی

از سینه ام آن روز که پیکان تو یابند!

عهد همه کس بشکنم امروز، که فردا

خواهم که مرا بر سر پیمان تو یابند

در حشر، نخیزند شهیدان محبت؛

از جا، مگر آن لحظه که فرمان تو یابند

از درد تو مرد آذر و، شاد است که اغیار

آن درد ندارند که درمان تو یابند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸ستمکشان تو، از شکوه لب چنان بستند؛
  2. شمارهٔ ۷۹مرا عجز و تو را بیداد دادند
  3. شمارهٔ ۸۰شراب شوق تو ما را چو در گلو ریزند
  4. شمارهٔ ۸۱مطرب امشب ناله سر کرده است، نایی می‌زند
  5. شمارهٔ ۸۲اهل وفا، به آرزوی دل نمی‌رسند؛
  6. شمارهٔ ۸۳یار شد بیوفا، کسی چکند؟!
  7. شمارهٔ ۸۴آنکه با اهل وفا نابسته پیمان بشکند
  8. شمارهٔ ۸۵ناله ی مرغ قفس، گر بچمن گوش کند
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.