پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

یار شد بیوفا، کسی چکند؟!

درد شد بیدوا، کسی چکند؟!

گر تو اندیشه از خدا نکنی

چکند ای خدا، کسی چکند؟!

بیگنه کشتی و ز کشته ی خویش

خواهی ار خونبها کسی چکند؟!

مرغ نشکسته بال را، صیاد

نکند چون رها کسی چکند؟!

بکسی با چنان لبان دشنام

گر دهی، جز دعا کسی چکند؟!

بتو بیگانه، کز غرور نه یی

بکسی آشنا، کسی چکند؟!

شکوه آذر ز کس مکن چو تو را

نیست تاب جفا کسی چکند؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵ناله ی مرغ قفس، گر بچمن گوش کند
  2. شمارهٔ ۸۶جانم، از جانان حکایت می‌کند
  3. شمارهٔ ۸۷خو به جفا نگار من، کرده و بس نمی‌کند
  4. شمارهٔ ۸۸مرغان اولی اجنحه، کاندر طیرانند
  5. شمارهٔ ۸۹شب پره کو روز آفتاب نبیند
  6. شمارهٔ ۹۰با هم افسوس بتانی که در این ملک شهند
  7. شمارهٔ ۹۱کسی کز رشک نتواند که روزی با منت بیند
  8. شمارهٔ ۹۲گرت بخاک شهیدان گذار خواهد بود
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.