پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

گرت بخاک شهیدان گذار خواهد بود

هزار چون منت امیدوار خواهد بود

سلام بندگیش از من ای صبا برسان

گرت بمنزل سلمی گذار خواهد بود

اگر چه بیگنهم میکشد، باین شادم

که روز حشر زمن شرمسار خواهد بود!

کسی که روشن ازو نیست کلبه ام/ گویم

که: روز واقعه ی شمع مزار خواهد بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴دوشم، به اهل بزم سر گفتگو نبود
  2. شمارهٔ ۹۵به حسرت مردم و، آخر ندیدم روی یار خود
  3. شمارهٔ ۹۶از دلم داغ تمنای تو، مشکل برود؛
  4. شمارهٔ ۹۷بربست محمل ماه من، از تن توانم می‌رود؛
  5. شمارهٔ ۹۸با پستهٔ خندانت، شکر به چه کار آید؟!
  6. شمارهٔ ۹۹مرا، کام دل، ازنگاهی برآید
  7. شمارهٔ ۱۰۰ماه، بر روی چو ماهش نگرید
  8. شمارهٔ ۱۰۱قاصدا، نامه‌ای از کوی فلانی به من آر
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.