پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

از دلم داغ تمنای تو، مشکل برود؛

مشکل این داغ پس از مرگ هم از دل برود

وای بر حال شهیدی که ز قاتل بدلش

حسرت زخم دگر مانده و قاتل برود

گریم ونالم ازین غم که دگر ننشیند

گرد محمل برخم، ناقه چو در گل برود!

چشم روشن کند آن گریه که هنگام وداع

کرده ره را گل و نگذاشت که محمل برود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸با پستهٔ خندانت، شکر به چه کار آید؟!
  2. شمارهٔ ۹۹مرا، کام دل، ازنگاهی برآید
  3. شمارهٔ ۱۰۰ماه، بر روی چو ماهش نگرید
  4. شمارهٔ ۱۰۱قاصدا، نامه‌ای از کوی فلانی به من آر
  5. شمارهٔ ۱۰۲وفادارا، وفای من نگه دار؛
  6. شمارهٔ ۱۰۳جز دل نالان مرا ای گل، نه دمساز دگر
  7. شمارهٔ ۱۰۴ایزد سرشته هر دل از آب و گل دگر
  8. شمارهٔ ۱۰۵بسته‌ای پای من و گویی: برو جای دگر
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.