پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳

جز دل نالان مرا ای گل، نه دمساز دگر

غیر بلبل، نیست بلبل را هم آواز دگر

بیدلانت، آگه از راز دلم هم نیستند

کز تو هر یک دیده گاه دلبری ناز دگر

عاشقانت فارغ از رشکند، کز نیرنگ حسن؛

در میان داری جدا با هر یکی راز دگر

یادم آید، کز قفایت میدویدم هر کجا

کبک دیگر بینم از دنبال شهباز دگر

چون بدام از آشیان افتادمت، بشکن پرم؛

تا نماند در دلم امید پرواز دگر

چون زدی تیرم، بکش، مگذار غلطانم بخاک

تا ببازویت نخندد ناوک انداز دگر

آذر امشب از دگر شبها فزون در زاریم

مینوازد مطرب مجلس، مگر ساز دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵بسته‌ای پای من و گویی: برو جای دگر
  2. شمارهٔ ۱۰۶می‌رمد صیاد، از نالیدن ما در قفس؛
  3. شمارهٔ ۱۰۷تا من افتادم به دام، افتاد غوغا در قفس؛
  4. شمارهٔ ۱۰۸با مشک خطت، یاد ز عنبر نکند کس
  5. شمارهٔ ۱۰۹چون صبر ز جور تو ستمگر نکند کس؟!
  6. شمارهٔ ۱۱۰صبحدم، در باغ هر کو خندهٔ گل بایدش
  7. شمارهٔ ۱۱۱دلم، از بی‌کسی می‌نالد و، کس نیست دمسازش؛
  8. شمارهٔ ۱۱۲به من باد صبا در پرده گوید کاش پیغامش
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.