پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸

با مشک خطت، یاد ز عنبر نکند کس

با شهد لبت، میل بشکر نکند کس

فریاد، که چندان ز وفای تو بمردم

گفتم که کنون جور تو باور نکند کس!

از گریه کنم گل همه شب خاک درت را

تا روز ز بیداد تو بر سر نکند کس

یکبار، گذر کن بسر خاک شهیدان

تا دعوی خون در صف محشر نکند کس

آذر! ز وفا گشته سگش با تو برابر؛

شه را بگدا گرچه برابر نکند کس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰صبحدم، در باغ هر کو خندهٔ گل بایدش
  2. شمارهٔ ۱۱۱دلم، از بی‌کسی می‌نالد و، کس نیست دمسازش؛
  3. شمارهٔ ۱۱۲به من باد صبا در پرده گوید کاش پیغامش
  4. شمارهٔ ۱۱۳مهی، که مایهٔ شادی عالم است غمش
  5. شمارهٔ ۱۱۴از اسیران خود آن شه بی‌خبر بگذشت حیف
  6. شمارهٔ ۱۱۵مشکل که برم من جان، آسان چو تو بردی دل؛
  7. شمارهٔ ۱۱۶ای ساربان خدا را، آهسته رو به منزل
  8. شمارهٔ ۱۱۷بی‌تو چو می در قدح ریزم و شکر به جام
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.