پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴

از اسیران خود آن شه بی‌خبر بگذشت حیف

بی‌خبر از دادخواهان، دادگر بگذشت حیف

غافل آمد یار و، غافل از نظر بگذشت حیف؛

بی‌خبر آمد خوش، اما بی‌خبر بگذشت حیف

شب بر آن در خفتم و، غیرم به خلوت ره نداد؛

بر من امشب هم چو شب‌های دگر بگذشت حیف

از دعاهای سحر، گفتم علاج غم کنم؛

سر به زانوی غمم ماند و، سحر بگذشت حیف

از زبانم، یک سخن نشنیده قاصد رفت آه؛

نامه بر کف ماند و، مرغ نامه بر بگذشت حیف

طلعت مه دوش از آن مه‌طلعتم می‌داد یاد

صبح گشت و ماهم از بالای سر بگذشت حیف

بر سر راهش نشستم، تا به حسرت بینمش؛

آمد و تند از من حسرت‌نگر بگذشت حیف

از درت صدره گذشتم، از درون یک کس نگفت

کآذر بیچاره از بیرون در بگذشت حیف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶ای ساربان خدا را، آهسته رو به منزل
  2. شمارهٔ ۱۱۷بی‌تو چو می در قدح ریزم و شکر به جام
  3. شمارهٔ ۱۱۸یک قطره خون، ز تیغ بتان وام کرده‌ام؛
  4. شمارهٔ ۱۱۹منت جفا ز وفا برگزیده آمده‌ام!
  5. شمارهٔ ۱۲۰در قفس خود را بیاد آشیان انداختم
  6. شمارهٔ ۱۲۱نکهتی امشب از آن زلف دوتا می‌خواستم
  7. شمارهٔ ۱۲۲اگر نه احتراز از شادی اغیار می‌کردم
  8. شمارهٔ ۱۲۳نمیگویم نمیکردی اگر شادم چه میکردم؟!
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.