پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

یک قطره خون، ز تیغ بتان وام کرده‌ام؛

در سینه جای داده دلش نام کرده‌ام!

رشکم کشد، که می‌شنوم صبح از رقیب

درد دلی که شب به تو پیغام کرده‌ام

صیاد اگر ز رحم مرا کشته، دور نیست؛

تأثیر ناله‌ای است که در دام کرده‌ام!

تو در کمین صید دل من نشسته‌ای

من در گمان، که بلکه تو را رام کرده‌ام!

روزم سیاه‌تر شده از رشک غیر و، من

خوشدل که صبح، هجر تو را شام کرده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰در قفس خود را بیاد آشیان انداختم
  2. شمارهٔ ۱۲۱نکهتی امشب از آن زلف دوتا می‌خواستم
  3. شمارهٔ ۱۲۲اگر نه احتراز از شادی اغیار می‌کردم
  4. شمارهٔ ۱۲۳نمیگویم نمیکردی اگر شادم چه میکردم؟!
  5. شمارهٔ ۱۲۴در آن ساعت که به گرد تو ای خودکام می‌گردم
  6. شمارهٔ ۱۲۵شد عمر و، ز ایام دل شاد ندیدم؛
  7. شمارهٔ ۱۲۶نیم غمگین، ولی خود را غمین از بهر آن دارم؛
  8. شمارهٔ ۱۲۷گر روی تو بینم و بمیرم
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.