پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲

اگر نه احتراز از شادی اغیار می‌کردم

به هرکس می‌رسیدم، شکوه‌ای از یار می‌کردم

ز من، بی‌رحمی‌ات کس نشنود؛ چون پیش ازین مردم

تو را بی‌رحم می‌گفتند و، من انکار می‌کردم!

به امیدی، که فردا پیش او گویند حال من

به آه و ناله دوش احباب را بیدار می‌کردم

خوشا روزی که چاک سینهٔ اهل محبت را

چو می‌دیدم، خیال رخنهٔ دیوار می‌کردم

اگر طبعش ز من آزرده شد، آذر سزای من

چرا در بزم او، بدگویی اغیار می‌کردم؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴در آن ساعت که به گرد تو ای خودکام می‌گردم
  2. شمارهٔ ۱۲۵شد عمر و، ز ایام دل شاد ندیدم؛
  3. شمارهٔ ۱۲۶نیم غمگین، ولی خود را غمین از بهر آن دارم؛
  4. شمارهٔ ۱۲۷گر روی تو بینم و بمیرم
  5. شمارهٔ ۱۲۸غمین، چند از برت با چشم خون آلود برخیزم؟!
  6. شمارهٔ ۱۲۹زنده کی از برت ای جان جهان برخیزم؟!
  7. شمارهٔ ۱۳۰شبی کت، غیر، هم بزم است، اگر بیرون در باشم
  8. شمارهٔ ۱۳۱خوش آنکه از غم دل، حرفیش گفته باشم؛
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.