پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰

شبی کت، غیر، هم بزم است، اگر بیرون در باشم

از آن بهتر که پیشت باشم و با چشم تر باشم

به پیغامی، مرا هر شب نشانی بر سر راهی

که از راه دگر هر جا روی من بیخبر باشم

بشهر آوازه ی لطف تو، با هر ناکس افتاده

زهر کس این سخن تا نشنوم، ای کاش کر باشم

رقیب از من جدا سازد تو را آخر بهم چشمی

که من هم چشم بر راه تو هر شب تا سحر باشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲بود طریقهٔ هوش، اینکه سر عشق بپوشم
  2. شمارهٔ ۱۳۳دردا که حریف راز دانم
  3. شمارهٔ ۱۳۴فقیرم، غیر آن درگاه، درگاهی نمی‌دانم!
  4. شمارهٔ ۱۳۵جانان نشسته تا من از شوق جان فشانم
  5. شمارهٔ ۱۳۶آمد از راه و نشد فرصت دیدن چکنم؟!
  6. شمارهٔ ۱۳۷آه از دمی که روز جزا گریه سر کنم
  7. شمارهٔ ۱۳۸درین گلشن چو شاخ گل، سرا پا گوش بنشینم
  8. شمارهٔ ۱۳۹خوش آنکه شبی با تو سخن گویم و گریم!
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.