پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴

فقیرم، غیر آن درگاه، درگاهی نمی‌دانم!

غریبم، غیر راه کوی او، راهی نمی‌دانم؟!

قدی داری خرامان، نخل یا سروی نمی‌یابم؟!

رخی داری فروزان، مهر یا ماهی نمی‌دانم؟!

نهانم کشت غیر و، دانم آگاهی ازین یارا

که از آگاهیت آگاهم، آگاهی نمی‌دانم؟!

به کام دل، چو با اغیار عمری هم‌نشین باشی

ز ناکامی من، یاد آیدت گاهی نمی‌دانم؟!

به اهل دل، دلت را دانم آهی کرده گرم، اما

به جز آه خود، این تأثیر از آهی نمی‌دانم؟!

به زیر خاک هم، از آتش عشق تو می‌سوزد؛

به آذر، تا کجا ای دوست همراهی نمی‌دانم؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶آمد از راه و نشد فرصت دیدن چکنم؟!
  2. شمارهٔ ۱۳۷آه از دمی که روز جزا گریه سر کنم
  3. شمارهٔ ۱۳۸درین گلشن چو شاخ گل، سرا پا گوش بنشینم
  4. شمارهٔ ۱۳۹خوش آنکه شبی با تو سخن گویم و گریم!
  5. شمارهٔ ۱۴۰شب عید است، در میخانه باید بستر اندازیم
  6. شمارهٔ ۱۴۱گر دل جویی، هوات جویم
  7. شمارهٔ ۱۴۲دوسه روز شد که پیدا نه ای، از کجات جویم؟!
  8. شمارهٔ ۱۴۳ما به خلد از سر کویت به تماشا نرویم
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.