پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷

آه از دمی که روز جزا گریه سر کنم

گریان در آن میانه برویت نظر کنم

تو فکر من نداری و، من غیر فکر تو؛

آن فرصتم مباد که فکر دگر کنم

آسان بود که بر سر رحم آرمت، ولی

کو طاقتی که از سر کویت سفر کنم؟!

چون نیست دسترسی که نهم سر بپای تو

در گوشه یی نشینم و خاکی بسر کنم!

آذر اگر ز یار ندیدم وفا، ولی

شرط وفا نبود کزو شکوه سر کنم؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹خوش آنکه شبی با تو سخن گویم و گریم!
  2. شمارهٔ ۱۴۰شب عید است، در میخانه باید بستر اندازیم
  3. شمارهٔ ۱۴۱گر دل جویی، هوات جویم
  4. شمارهٔ ۱۴۲دوسه روز شد که پیدا نه ای، از کجات جویم؟!
  5. شمارهٔ ۱۴۳ما به خلد از سر کویت به تماشا نرویم
  6. شمارهٔ ۱۴۴گرش این جفاست امسال، همان بیار گویم
  7. شمارهٔ ۱۴۵جان میدهد جان، آن لعل خندان
  8. شمارهٔ ۱۴۶دی، رشته‌ای به گردنم آن شاه مهوشان
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.