پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸

درین گلشن چو شاخ گل، سرا پا گوش بنشینم

فغان بلبلی تا نشنوم، خاموش بنشینم

فریبم میدهی از وعده ی فردا، که باز امشب

بصد امیدواری در رهت چون دوش بنشینم

مکش زین بیش، ای سرو سهی از غیرتم، تا کی

تو در آغوش غیر و، من تهی آغوش بنشینم

بمحشر تا نیاموزند از من میزبانی را

چو بینم دادخواهان تو را خاموش بنشینم

ز سوز عشق، چون پروانه در رقصم، مباد آذر

که گردد آتشم افسرده و از جوش بنشینم!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰شب عید است، در میخانه باید بستر اندازیم
  2. شمارهٔ ۱۴۱گر دل جویی، هوات جویم
  3. شمارهٔ ۱۴۲دوسه روز شد که پیدا نه ای، از کجات جویم؟!
  4. شمارهٔ ۱۴۳ما به خلد از سر کویت به تماشا نرویم
  5. شمارهٔ ۱۴۴گرش این جفاست امسال، همان بیار گویم
  6. شمارهٔ ۱۴۵جان میدهد جان، آن لعل خندان
  7. شمارهٔ ۱۴۶دی، رشته‌ای به گردنم آن شاه مهوشان
  8. شمارهٔ ۱۴۷شاهی تو و، شاهان جهان همچو غلامان
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.