پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

جان میدهد جان، آن لعل خندان

دل میبرد دل، آن عقد دندان

خوش آنکه گریم، چون ابرو بینم؛

آن غنچه لب را، زان گریه خندان

چون در برآرم، او را گذارم

لب بر لب او، چون ارجمندان

هم من به دندان گیرم لب او

هم او لب من گیرد به دندان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷شاهی تو و، شاهان جهان همچو غلامان
  2. شمارهٔ ۱۴۸گدایان را، هوای بزم سلطانی و، سلطانان
  3. شمارهٔ ۱۴۹تو خسروی و، من سگت ای شاه خسروان
  4. شمارهٔ ۱۵۰نشسته میکشان، اهل هوس در خلوت جانان؛
  5. شمارهٔ ۱۵۱اشک من کآب زلالی است که نتوان گفتن
  6. شمارهٔ ۱۵۲شد از مرگ برادر، دل خراب و سینه ریش از من؛
  7. شمارهٔ ۱۵۳باز نامد قاصدی کامد بسویت، سوی من؛
  8. شمارهٔ ۱۵۴چون در دل شیرین بود از رشک شکر خون
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.