پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۶

دی، رشته‌ای به گردنم آن شاه مهوشان

افگند و برد چون سگم از پی کشان‌کشان

حسرت برد رقیب به وصلم، خدای را

یک جرعه زان میم که چشاندی به وی چشان

راهم به دیر و کعبه فتاد و نیافتم

جز دل، ز جای دیگر از آن بی‌نشان نشان

غلتان به خاک و خون من و، آن سرو خوش‌خرام

رقصان میان لاله و گل است مست و سرخوشان

آذر در آستان وفا جان‌فشان و، یار

از وی به ناز می‌گذرد، آستین‌فشان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۸گدایان را، هوای بزم سلطانی و، سلطانان
  2. شمارهٔ ۱۴۹تو خسروی و، من سگت ای شاه خسروان
  3. شمارهٔ ۱۵۰نشسته میکشان، اهل هوس در خلوت جانان؛
  4. شمارهٔ ۱۵۱اشک من کآب زلالی است که نتوان گفتن
  5. شمارهٔ ۱۵۲شد از مرگ برادر، دل خراب و سینه ریش از من؛
  6. شمارهٔ ۱۵۳باز نامد قاصدی کامد بسویت، سوی من؛
  7. شمارهٔ ۱۵۴چون در دل شیرین بود از رشک شکر خون
  8. شمارهٔ ۱۵۵فزود هر نفسم عشق، کز خط شبگون؛
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.