پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲

شد از مرگ برادر، دل خراب و سینه ریش از من؛

ندیده هیچ‌کس محزون‌تری در هیچ کیش از من

کنندم خلق منع از گریه و من آنچه می‌بینم

نباید بیش از این در آه و زاری منع خویش از من

نبیند کس پس از من یا رب این ماتم که پندارم

ندیده‌ست این مصیبت هیچ محنت‌دیده بیش از من

به مرگ آن برادر چون نگریم خون، که در مرگش

تسلی می‌دهندم خلق و می‌گریند بیش از من؟!

ندارد سودی آذر گریه، گر پیش آید اندوهی؛

که از آغاز نوش از دیگران بوده‌ست و نیش از من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۴چون در دل شیرین بود از رشک شکر خون
  2. شمارهٔ ۱۵۵فزود هر نفسم عشق، کز خط شبگون؛
  3. شمارهٔ ۱۵۶چرا، هر جا مرا دیدی،از آنجا آمدی بیرون؟!
  4. شمارهٔ ۱۵۷من و دردت، که درمان من است این؛
  5. شمارهٔ ۱۵۸طبیبا، جان غم پرورد من بین
  6. شمارهٔ ۱۵۹ز میان می‌روم اینک، به کنارم بنشین
  7. شمارهٔ ۱۶۰بزبان حال دارم، گله بینهایت از تو؛
  8. شمارهٔ ۱۶۱از غیر، ایمنم، که بود پاسبان تو
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.