پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳

ما به خلد از سر کویت به تماشا نرویم

به تماشا برود گر همه کس، ما نرویم

تا گل روی تو، در شهر تماشاگه ماست

به تماشای گل از شهر به صحرا نرویم!

دوستان، دوست ازین مرحله رفت و، ز پیش

رفت دل؛ ما برویم از پی او یا نرویم؟!

میهمانیم درین خانه به امّید وفا

روی درهم مکش ای سست‌وفا، تا نرویم

رود از رفتن ما خلقی از آنجا به گذار

برویم از سر کوی تو که تنها نرویم؟!

دل قوی دار که از جور تو در پیش کسان

گرچه گوییم ز رفتن سخن اما نرویم!

آمدیم آذر از آن کوی به رنجش امروز

ولی آن صبر نداریم که فردا نرویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵جان میدهد جان، آن لعل خندان
  2. شمارهٔ ۱۴۶دی، رشته‌ای به گردنم آن شاه مهوشان
  3. شمارهٔ ۱۴۷شاهی تو و، شاهان جهان همچو غلامان
  4. شمارهٔ ۱۴۸گدایان را، هوای بزم سلطانی و، سلطانان
  5. شمارهٔ ۱۴۹تو خسروی و، من سگت ای شاه خسروان
  6. شمارهٔ ۱۵۰نشسته میکشان، اهل هوس در خلوت جانان؛
  7. شمارهٔ ۱۵۱اشک من کآب زلالی است که نتوان گفتن
  8. شمارهٔ ۱۵۲شد از مرگ برادر، دل خراب و سینه ریش از من؛
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.