پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲

بود طریقهٔ هوش، اینکه سر عشق بپوشم

ولی چه سود که کرده است عشق، غارت هوشم!

گرم به هیچ خرید و، گرم به هیچ فروشد

به جان دوست که من دوست را به جان نفروشم

جفای خویش ببین و وفای من، که همیشه

تو همزبان رقیبی و من ز شکوه خموشم

شکنج سلسلهٔ عنبرین و، طرهٔ مشکین

نهاد بند به پایم، کشید حلقه به گوشم

اگر به چشمهٔ حیوان، فتد چو خضر گذارم

به خاک پای تو سوگند کآب بی تو ننوشم

بکُشت بی تو مرا دوش فُرقت تو و امشب

کُشد به بزم تو از رشک غیر، حسرت دوشم!

کسی نگفته که بلبل ننالد از ستم گل

چو دارم از تو خراشی به سینه، چون نخروشم!

رهینِ باده اگر خرقه را ز دوشِ منِ آذر

نمی‌گرفت، نمیداد باده باده فروشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴فقیرم، غیر آن درگاه، درگاهی نمی‌دانم!
  2. شمارهٔ ۱۳۵جانان نشسته تا من از شوق جان فشانم
  3. شمارهٔ ۱۳۶آمد از راه و نشد فرصت دیدن چکنم؟!
  4. شمارهٔ ۱۳۷آه از دمی که روز جزا گریه سر کنم
  5. شمارهٔ ۱۳۸درین گلشن چو شاخ گل، سرا پا گوش بنشینم
  6. شمارهٔ ۱۳۹خوش آنکه شبی با تو سخن گویم و گریم!
  7. شمارهٔ ۱۴۰شب عید است، در میخانه باید بستر اندازیم
  8. شمارهٔ ۱۴۱گر دل جویی، هوات جویم
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.