پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸

غمین، چند از برت با چشم خون آلود برخیزم؟!

رها کن، تا جمالت بینم و خشنود برخیزم!

نشانده بر درت ناخوانده شوقم، تا چه فرمایی؟

اگر مقبول بنشینم، وگر مردود برخیزم؟!

پس از دیری نشستم دوش، چون در گوشه‌ای سرمست

نشاندی غیر را پهلوی من، تا زود برخیزم

چو در بزمت نشستم، مضطرب گشتی، سرت گردم

اگر از رفتنم دل خواهدت آسود برخیزم!

زدی از دیدن بیگانگان، صد طعنه بر دربان

مرادت زین سخن، گر رفتن من بود برخیزم!

ز یار امیدوار، از آسمانم بدگمان یا رب؛

نشاند تا کجا چون ز آستان فرمود برخیزم!

چو در مجلس نشینم، تا نرنجد غیر ازو؛ پنهان

نوید خلوت خاصم دهد، تا زود برخیزم!

ز رشک غیر، در بزمش کشم تا چند آه آذر؟!

نشد تا تیره در چشمم جهان زین دود برخیزم!!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰شبی کت، غیر، هم بزم است، اگر بیرون در باشم
  2. شمارهٔ ۱۳۱خوش آنکه از غم دل، حرفیش گفته باشم؛
  3. شمارهٔ ۱۳۲بود طریقهٔ هوش، اینکه سر عشق بپوشم
  4. شمارهٔ ۱۳۳دردا که حریف راز دانم
  5. شمارهٔ ۱۳۴فقیرم، غیر آن درگاه، درگاهی نمی‌دانم!
  6. شمارهٔ ۱۳۵جانان نشسته تا من از شوق جان فشانم
  7. شمارهٔ ۱۳۶آمد از راه و نشد فرصت دیدن چکنم؟!
  8. شمارهٔ ۱۳۷آه از دمی که روز جزا گریه سر کنم
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.