پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

منت جفا ز وفا برگزیده آمده‌ام!

تو را گمان که وفایت شنیده آمده‌ام؟

مرا چه بیم ز کشتن دهی که من خود را

بر آستانهٔ تو کشته دیده آمده‌ام!

ز دست من چه کشی دامن، این همان دست است

که من ز دامن خوبان کشیده آمده‌ام

درِ قفس به رخ من مبند، آن مرغم

که فصل گل، ز گلستان پریده آمده‌ام!

مرا به گوشهٔ چشمی، نمی نوازی و من

ز جلوه‌گاه غزالان رمیده آمده‌ام

به لب نمی‌رسدت خنده بر من، این ظلم است

که جان ز شوق تو بر لب رسیده آمده‌ام!

مپوش چاک گریبان ز من، که من همه جا

به این امید گریبان دریده آمده‌ام!

شنیده‌ام ز ستم کشته‌ای تو آذر را

ز اضطراب دلم، آرمیده آمده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱نکهتی امشب از آن زلف دوتا می‌خواستم
  2. شمارهٔ ۱۲۲اگر نه احتراز از شادی اغیار می‌کردم
  3. شمارهٔ ۱۲۳نمیگویم نمیکردی اگر شادم چه میکردم؟!
  4. شمارهٔ ۱۲۴در آن ساعت که به گرد تو ای خودکام می‌گردم
  5. شمارهٔ ۱۲۵شد عمر و، ز ایام دل شاد ندیدم؛
  6. شمارهٔ ۱۲۶نیم غمگین، ولی خود را غمین از بهر آن دارم؛
  7. شمارهٔ ۱۲۷گر روی تو بینم و بمیرم
  8. شمارهٔ ۱۲۸غمین، چند از برت با چشم خون آلود برخیزم؟!
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.