پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

صبحدم، در باغ هر کو خندهٔ گل بایدش

نیم‌شب در ناله دمسازی بلبل بایدش

تا تماشایی، ز گلچین باز داند باغبان

گر گشاید درو گر بندد، تأمل بایدش

بی‌نوایی برنتابد با تهی‌دامن به باغ

هرکه باشد باغبان، اندک تغافل بایدش

راه رو گر برهمن باشد، و گر شیخ الحرم؛

تا به دیر و کعبه ره جوید، توکل بایدش

هرکه عشق کودک سنگین دلش دیوانه کرد

گر زنندش کودکان سنگی، تحمل بایدش

آذر آن کز سرگذشت جم همی‌جوید خبر

بر لب جو جام مالامالی از مل بایدش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲به من باد صبا در پرده گوید کاش پیغامش
  2. شمارهٔ ۱۱۳مهی، که مایهٔ شادی عالم است غمش
  3. شمارهٔ ۱۱۴از اسیران خود آن شه بی‌خبر بگذشت حیف
  4. شمارهٔ ۱۱۵مشکل که برم من جان، آسان چو تو بردی دل؛
  5. شمارهٔ ۱۱۶ای ساربان خدا را، آهسته رو به منزل
  6. شمارهٔ ۱۱۷بی‌تو چو می در قدح ریزم و شکر به جام
  7. شمارهٔ ۱۱۸یک قطره خون، ز تیغ بتان وام کرده‌ام؛
  8. شمارهٔ ۱۱۹منت جفا ز وفا برگزیده آمده‌ام!
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.