پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹

چون صبر ز جور تو ستمگر نکند کس؟!

جز صبر ز جورت چه کند گر نکند کس؟!

گر خضر ببخشد قدح آب بقا را

با خاک در دوست، برابر نکند کس

در دل نبود آرزوی خلوت خاصم

این بس که تو را منع از آن در نکند کس

افتادگی آموز، که در کوی خرابات

نظارهٔ درویش و توانگر نکند کس

تو مستی و از تندی خوی تو در آن بزم

یاد از غم محرومی آذر نکند کس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱دلم، از بی‌کسی می‌نالد و، کس نیست دمسازش؛
  2. شمارهٔ ۱۱۲به من باد صبا در پرده گوید کاش پیغامش
  3. شمارهٔ ۱۱۳مهی، که مایهٔ شادی عالم است غمش
  4. شمارهٔ ۱۱۴از اسیران خود آن شه بی‌خبر بگذشت حیف
  5. شمارهٔ ۱۱۵مشکل که برم من جان، آسان چو تو بردی دل؛
  6. شمارهٔ ۱۱۶ای ساربان خدا را، آهسته رو به منزل
  7. شمارهٔ ۱۱۷بی‌تو چو می در قدح ریزم و شکر به جام
  8. شمارهٔ ۱۱۸یک قطره خون، ز تیغ بتان وام کرده‌ام؛
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.