پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

بربست محمل ماه من، از تن توانم می‌رود؛

غافل مباش ای همنشین از من که جانم می‌رود

از من نهان دل رفت و، من جایی گمانم می‌رود؛

کآرم گر از دل بر زبان، دانم که جانم می‌رود

دردا که تا از انجمن رفتی، برون چون جان ز تن؛

خوش کرده‌ای یک جای و من، صد جا گمانم می‌رود

باشد کز آن خلوت‌سرا، بینی روان روزی مرا؛

گویی که این مسکین چرا، از آستانم می‌رود؟!

از ننگ زاغ و جور خس، کنج قفس دارد هوس؛

گر بلبلی سوی قفس، از آشیانم می‌رود

خلقی ز بیم خوی او، بربسته رخت از کوی او؛

من کاش بینم روی او، تا کاروانم می‌رود

سوی چمن زان رفته من، کاو را ببینم نه سمن؛

اکنون چه مانم کز چمن، سرو روانم می‌رود؟!

از غیرتم خون شد درون، چون بشنوم از غیر چون؛

نامی که می‌غلتم به خون، چون بر زبانم می‌رود؟!

لب‌های آن شیرین‌پسر، دارد لبم از بوسه تر؛

چون می‌برم نام شکر، آب از دهانم می‌رود!

آذر پی صید من آن، سر حلقهٔ صیدافگنان

چون آورد بر کف عنان، از کف عنانم می‌رود!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹مرا، کام دل، ازنگاهی برآید
  2. شمارهٔ ۱۰۰ماه، بر روی چو ماهش نگرید
  3. شمارهٔ ۱۰۱قاصدا، نامه‌ای از کوی فلانی به من آر
  4. شمارهٔ ۱۰۲وفادارا، وفای من نگه دار؛
  5. شمارهٔ ۱۰۳جز دل نالان مرا ای گل، نه دمساز دگر
  6. شمارهٔ ۱۰۴ایزد سرشته هر دل از آب و گل دگر
  7. شمارهٔ ۱۰۵بسته‌ای پای من و گویی: برو جای دگر
  8. شمارهٔ ۱۰۶می‌رمد صیاد، از نالیدن ما در قفس؛
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.