پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹

شب پره کو روز آفتاب نبیند

روشنی دیده جز بخواب نبیند

وادی عشق است، از فریب حذر کن؛

تشنه در این دشت جز سراب نبیند

ساکن بزم تو، قدر وصل نداند

گرچه در آب است ماهی، آب نبیند

محتشمان را، چه آگهی ز غم دل؟!

چشم هما گنج در خراب نبیند

آنکه بداغ فراق سوخته جانش

ز آتش دوزخ دگر عذاب نبیند

تا ز پی آهوی ختن نرود کس

جیب و بغل پر ز مشک ناب نبیند

من ز ادب ننگرم بروی وی آذر

یار بسوی من، از حجاب نبیند!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱کسی کز رشک نتواند که روزی با منت بیند
  2. شمارهٔ ۹۲گرت بخاک شهیدان گذار خواهد بود
  3. شمارهٔ ۹۳یاد باد آنکه ز یاری منت عار نبود
  4. شمارهٔ ۹۴دوشم، به اهل بزم سر گفتگو نبود
  5. شمارهٔ ۹۵به حسرت مردم و، آخر ندیدم روی یار خود
  6. شمارهٔ ۹۶از دلم داغ تمنای تو، مشکل برود؛
  7. شمارهٔ ۹۷بربست محمل ماه من، از تن توانم می‌رود؛
  8. شمارهٔ ۹۸با پستهٔ خندانت، شکر به چه کار آید؟!
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.