پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

اهل وفا، به آرزوی دل نمی‌رسند؛

زین نخل‌ها فغان که به حاصل نمی‌رسند

ای میر کاروان، به شتابی که می‌روی

واماندگان راه به منزل نمی‌رسند

آن کشتگان که جرم محبت نداشتند

روز جزا به خاطر قاتل نمی‌رسند

آذر، نشان کشتی آوارگان ماست

آن تخته‌پاره‌ها که به ساحل نمی‌رسند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴آنکه با اهل وفا نابسته پیمان بشکند
  2. شمارهٔ ۸۵ناله ی مرغ قفس، گر بچمن گوش کند
  3. شمارهٔ ۸۶جانم، از جانان حکایت می‌کند
  4. شمارهٔ ۸۷خو به جفا نگار من، کرده و بس نمی‌کند
  5. شمارهٔ ۸۸مرغان اولی اجنحه، کاندر طیرانند
  6. شمارهٔ ۸۹شب پره کو روز آفتاب نبیند
  7. شمارهٔ ۹۰با هم افسوس بتانی که در این ملک شهند
  8. شمارهٔ ۹۱کسی کز رشک نتواند که روزی با منت بیند
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.