پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

جانم، از جانان حکایت می‌کند

عندلیب از گل روایت می‌کند

بینوا، افتاده از گلشن جدا

«از جدایی‌ها شکایت می‌کند»

خسروی از بخت برخوردار باد

کاو رعیت را رعایت می‌کند

می‌کشد هجرم، ولی گر قاصدی

از حما آید، حمایت می‌کند

آنکه می‌رنجد ز من، گاهی که غیر

پیش او از من سعایت می‌کند

عاقبت دردی کزو در دل مراست

در دل او هم سرایت می‌کند

از تغافل کشتن آذر خطاست

خنده‌ای او را کفایت می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸مرغان اولی اجنحه، کاندر طیرانند
  2. شمارهٔ ۸۹شب پره کو روز آفتاب نبیند
  3. شمارهٔ ۹۰با هم افسوس بتانی که در این ملک شهند
  4. شمارهٔ ۹۱کسی کز رشک نتواند که روزی با منت بیند
  5. شمارهٔ ۹۲گرت بخاک شهیدان گذار خواهد بود
  6. شمارهٔ ۹۳یاد باد آنکه ز یاری منت عار نبود
  7. شمارهٔ ۹۴دوشم، به اهل بزم سر گفتگو نبود
  8. شمارهٔ ۹۵به حسرت مردم و، آخر ندیدم روی یار خود
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.