پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴

آنکه با اهل وفا نابسته پیمان بشکند

عهد را مشکل ببندد، لیک آسان بشکند

آنکه بر زندان‌نشین مصر، بندد روز در

شب به حکم عشق آید، قفل زندان بشکند

می‌کشند از سینه‌ام تیر تو را یاران و، دل

اضطرابی می‌کند، شاید که پیکان بشکند

...........

زان سبب پیمانه می‌نوشد که پیمان بشکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶جانم، از جانان حکایت می‌کند
  2. شمارهٔ ۸۷خو به جفا نگار من، کرده و بس نمی‌کند
  3. شمارهٔ ۸۸مرغان اولی اجنحه، کاندر طیرانند
  4. شمارهٔ ۸۹شب پره کو روز آفتاب نبیند
  5. شمارهٔ ۹۰با هم افسوس بتانی که در این ملک شهند
  6. شمارهٔ ۹۱کسی کز رشک نتواند که روزی با منت بیند
  7. شمارهٔ ۹۲گرت بخاک شهیدان گذار خواهد بود
  8. شمارهٔ ۹۳یاد باد آنکه ز یاری منت عار نبود
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.