پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵

صید کنان میروی، ای صنم صید بند

گر خوشی از صید ما، این سر ما، این کمند

ما همه شیرین پرست، لیک دریغا که هست

کوکب فرهاد پست، اختر خسرو بلند

بندهٔ فرمان او، از دل و جان ما همه

تا که پسند افتدش خواجهٔ مشکل پسند!

سرو تو من فاخته، نالم و گویی منال

گل تو و من عندلیب، گریم و گویی بخند

شب همه شب، شمع سان سوزم و گویم مباد

ز اشک من او را زیان، ز آه من او را گزند

بلبلم و آشیان، داده به باد خزان

فصل گل ای باغبان، در به رخ من مبند

آذر اگر داغدار شد به فغانش چکار؟

از الم یک شرار سوزد و نالد سپند!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷نخست کاش در خانقاه می بستند
  2. شمارهٔ ۷۸ستمکشان تو، از شکوه لب چنان بستند؛
  3. شمارهٔ ۷۹مرا عجز و تو را بیداد دادند
  4. شمارهٔ ۸۰شراب شوق تو ما را چو در گلو ریزند
  5. شمارهٔ ۸۱مطرب امشب ناله سر کرده است، نایی می‌زند
  6. شمارهٔ ۸۲اهل وفا، به آرزوی دل نمی‌رسند؛
  7. شمارهٔ ۸۳یار شد بیوفا، کسی چکند؟!
  8. شمارهٔ ۸۴آنکه با اهل وفا نابسته پیمان بشکند
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.