پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

شراب شوق تو ما را چو در گلو ریزند

پیاله کاش گذارند و با سبو ریزند

بس است ظلم اسیران، بترس از آن ساعت

که اشک حسرتی از دیده ها فرو ریزند

مرا که خون دل آخر ز دیده خواهد ریخت

بتان شهر بشمشیر ناز گو ریزند

بگلرخان ستمگر برم شکایت دل

بود که تیغ برآرند و خون او ریزند

بغیر عشق ز آذر نشان نماند اگر

بنای هستیش از یکدگر فرو ریزند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲اهل وفا، به آرزوی دل نمی‌رسند؛
  2. شمارهٔ ۸۳یار شد بیوفا، کسی چکند؟!
  3. شمارهٔ ۸۴آنکه با اهل وفا نابسته پیمان بشکند
  4. شمارهٔ ۸۵ناله ی مرغ قفس، گر بچمن گوش کند
  5. شمارهٔ ۸۶جانم، از جانان حکایت می‌کند
  6. شمارهٔ ۸۷خو به جفا نگار من، کرده و بس نمی‌کند
  7. شمارهٔ ۸۸مرغان اولی اجنحه، کاندر طیرانند
  8. شمارهٔ ۸۹شب پره کو روز آفتاب نبیند
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.