پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷

نخست کاش در خانقاه می بستند

که شیخ شهر نداند که صوفیان مستند

صبا ز من بحریفان زیردست آزار

بگو که: کارکنان فلک، زبردستند

جدا ز بزم تو مردم، خلاف آن یاران

که در جدایی هم، صبر می توانستند

کجا رواست که دلهای دوستان شکنی؟!

باین گناه که بستند عهد و نشکستند!

بود بحشر جز آذر هزار کشته تو را

گر از تو او نکند شکوه، دیگران هستند!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹مرا عجز و تو را بیداد دادند
  2. شمارهٔ ۸۰شراب شوق تو ما را چو در گلو ریزند
  3. شمارهٔ ۸۱مطرب امشب ناله سر کرده است، نایی می‌زند
  4. شمارهٔ ۸۲اهل وفا، به آرزوی دل نمی‌رسند؛
  5. شمارهٔ ۸۳یار شد بیوفا، کسی چکند؟!
  6. شمارهٔ ۸۴آنکه با اهل وفا نابسته پیمان بشکند
  7. شمارهٔ ۸۵ناله ی مرغ قفس، گر بچمن گوش کند
  8. شمارهٔ ۸۶جانم، از جانان حکایت می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.