پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

گفتا که: بسینه ز منت کینه نماند؟!

گفتم که: نه، این سینه بآن سینه نماند!

بیش از همه شب، در شب آدینه کشم می؛

در میکده می تا شب آدینه نماند!

آیا بچه رو می نگری سوی من آن روز

کز خجلت خط، در کفت آیینه نماند؟!

کی جان برم از میکده، گر رخت برم؟ کاش

من مانم و این خرقه ی پشمینه نماند!

جز راز محبت، که شد آذر ز دلم فاش

کس گنج ندیده است بگنجینه نماند!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴پس از کشتن، نه بر سر قاتلم از کین نمی‌ماند
  2. شمارهٔ ۷۵صید کنان میروی، ای صنم صید بند
  3. شمارهٔ ۷۶مشکل که نشانی ز شهیدان تو یابند
  4. شمارهٔ ۷۷نخست کاش در خانقاه می بستند
  5. شمارهٔ ۷۸ستمکشان تو، از شکوه لب چنان بستند؛
  6. شمارهٔ ۷۹مرا عجز و تو را بیداد دادند
  7. شمارهٔ ۸۰شراب شوق تو ما را چو در گلو ریزند
  8. شمارهٔ ۸۱مطرب امشب ناله سر کرده است، نایی می‌زند
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.