پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

آمد شب و، وقت یا رب آمد!

یا رب چکنم؟ دگر شب آمد!

همسایه، شنید یا ربم را

از یا رب من، به یارب آمد

ای دوست بگو بکویت امشب

دشمن بکدام مطلب آمد؟!

کز راه هزار بدگمانی

جانم صدبار بر لب آمد!

از خال سیاه کنج چشمت

امروز بچشم من، شب آمد

خلقی بگمان، که پیشم این روز

از گردش چشم کوکب آمد

دردی دارد دلم که درمانش

.......................ب آمد

جان سوخت ز سوز عشقم آذر

تو پنداری بتن تب آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲گفتا که: بسینه ز منت کینه نماند؟!
  2. شمارهٔ ۷۳شبی که غیر در آن آستان نمی‌ماند
  3. شمارهٔ ۷۴پس از کشتن، نه بر سر قاتلم از کین نمی‌ماند
  4. شمارهٔ ۷۵صید کنان میروی، ای صنم صید بند
  5. شمارهٔ ۷۶مشکل که نشانی ز شهیدان تو یابند
  6. شمارهٔ ۷۷نخست کاش در خانقاه می بستند
  7. شمارهٔ ۷۸ستمکشان تو، از شکوه لب چنان بستند؛
  8. شمارهٔ ۷۹مرا عجز و تو را بیداد دادند
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.